كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
639
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
سطرلاب سنجان موزون قياس * به انديشه گشتند ساعتشناس « 49 » چو طالع به فيروزى آمد ز غيب * سعادت برافشاند گوهر ز جيب و نام همايون شاه محمود مقرر شد . اميد به كرم الهى مباهى است كه به موجب عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً « 50 » مكارم محمود و مراسم مسعود به زودى روى خواهد نمود . و ميرزا ابو القاسم بابر به ترتيب جشنى پادشاهانه و آيين بزم خسروانه اشارت فرمود و از بارگاه فرمانروايى به مجلس نشاط و مقام انبساط آمد . بندگان فرمانبردار نيشكروار با دل پرحلاوت چند جا كمر خدمت بستند و پادشاه جهان پناه دست درافشان چون ابر نيسان گشاد و فراشان چابكدست سراپردهء شاهى تا اوج جوزا برافراشتند و بارگاه گردون بسطت با خرگاه آسمان برابر داشتند . ساقيان گل اندام كه قطرات غمام با لطافت ايشان غرق عرق خجلت مانده بود و لآلى سيراب با صفاى عذار ايشان حلقهء بندگى در گوش مىكشيد شرابهاى رنگين در جامهاى بلورين ريختند و به شمايل شيرين از شكر لب و پستهء دهان صدگونه نقل با يكديگر آميختند . شراب از شرم لعل آبدارشان از سر شر گذشته آب مىشد و باد از انفعال زلال لب جانبخش ايشان چون آب حيات در ظلمات حيرت نهان مىگشت و شمع از فروغ راح ريحانى عارض خورشيدگونهء ياقوت رمانى يافت و از تاب شراب ارغوانى رخسار خوبان رنگ لعل بدخشانى گرفت . بيت مى ماه بد از لبش فروشد * خورشيد شد از رخش برآمد مطربان آفتاب لقا به نفحات جانفزا و صداى چنگ و عود حريفان را در سجود آوردند و رامشگران زهرهنواز به نقرات موزون كمانچه و قانون غم از دل
--> ( 49 ) . فقط اين بيت را در خمسهء نظامى ( اسكندرنامه ) ص 133 دارد . ( 50 ) . سورة الأسرى 79 .